سوپرانو…

باز بهم میگه اینهمه نت بم پرحجم داری، چرا استفاده نمیکنی؟! چرا اصرار داری نت زیر بخونی؟! و من در حالیکه معلم قبلیم بهم گفته سوپرانوی سبک هستی و معلم فعلی گفته سوپرانوی لیریک هستی، خیره و در سکوت بهش نگاه میکنم که میگه متسو سوپرانو بخون!

و منم مقاومت میکنم این صدای نخراشیده بم رو تولید کنم😶

و واقعا نمیفهمم سر لجبازی که با معلم آوازم داره و می‌خواد منو از کلاس اون بیرون بکشه اینجور میگه یا واقعا اینجوریه؟!!! بدتر اینکه راهی هم سراغ ندارم بفهمم، مگه چندتا معلم آواز خوب تو این شهر هست؟! همین تحفه هان دیگه که جنگ و دعوا و ادا بازی هم باهم دارن و نمیشه حرفاشون رو به اون یکی گفت!!:/

یعنی یک چیزهایی تو آواز و حنجره و دم و دستگاه تولید صوت آدما هست که کسی ازش چیزی نمیدونه! هزار حرف و قابلیت هرکی رو آدم میزاره و دست آخرم نمیفهمی تو دقیقا چی هستی!:/

از الان تا بعد از نصفه شب... قهوه و شیرین عسل و پاستیل و کتاب و پیانو...

دیوها هرگز خوشبخت زندگی نمیکنند

تمیزکاری و بشور بساب همیشه بهم حس خوب میده، امید میده، اینکه اتاقم تمیز باشه، خونه تمیز باشه، عود روشن بشه، میزم مرتب باشه، لباسام شسته شده و اتوشده باشه و بوی خوب بدن، غذای سالم خورده باشم، میوه و آب کافی، و دور بودن از هیاهو...

دوش گرم، ولو شدن تو وان، و بعدش کرم و لوسیون و ماسک زدن،...

با اینکه یکسری کارا رو از دورم باز کردم ولی بازم ذهنم مشغوله، خیلی مشغول و میتونم ساعت‌ها به گل قالی خیره بشم و نفهمم کی زمان میگذره😶

تمرین پیانو افتضاح پیش میره،... با نوازنده این هفته تمرین دارم و قراره باز بیاد سرکلاس، این استاده هم جلوی نوازنده قشنگ منو دعوا میکنه🤣چرا اینجور میخونی چرا گوش نمیدی مگه نگفتم فلان و اینا🤣من فک میکردم نوازنده مرام معرفتی میادا، ولی خودش دوست داره، برداشت گفت قطعه جدید کار کنیم! انگار اکومپانیست سوپرانو بودن بهش چسبیده😅

این دیالوگ فیلم شرک رو خیلی دوست دارم🤩دیوها هرگز خوشبخت زندگی نمیکنند...

یک چیزایی این وسط درست نیست، شده فکرت معلق باشه؟ هم به چیزی فکر کنی هم نکنی و هم ندونی اون چیز چیه؟!:/

از من بر نمیاد

دیروز دو دفعه میک آپ کردم دو دفعه شستم دو دست لباس عوض کردم، گوشیم پر عکس و فیلم شد، استوری گذاشتم، شب هم نفهمیدم چطوری خوابم برد، صبح یادم افتاد لوسیون مو رو نزدم، قرص زینک نخوردم، لباسامو جمع نکردم،... صبح همه ریخت پاشا رو جمع کردم،... هرچند تو پی ام اس بودم ولی وقتی در و بیرون و خوش گذرونی باشه، انگار خیلی آدم کمتر اذیت میشه، اره همینه👍

ولی خیلی تو جمع بودن و هی صحبت کردن و صحبت گوش کردن از من برنمیاد، تو هفته یک روز رو میتونم تحمل کنم، ولی اینکه با چندتا آدم سر یک میز باشم و هی حرف و حرف، ساعت‌ها، ادامه دار، روزها نه، تحملش از من برنمیاد🤚

کلا تا الان هیچ آدمی رو طولانی مدت نخواستم برای معاشرت، میشه دوست داشت هرروز برای کسی حرف زد و حرف شنید؟ میشه؟ هرروز؟ من فکر نمیکنم بشه، من ندیدم همچین آدمی...

هیچی دیگه در و بیرون اینا بسه و دلم گوشه اتاقم رو می‌خواد با یک کتاب، دیگه نه چت ❌نه تلفن❌

یکوقتایی یجوری از روزمره ات بیرون کشیده میشی که یادت میره قبلش چیکار میکردی، از صبح فکر میکنم الان باید چیکار کنم؟🤣

وایب

هم سرم درد میکنه هم دلم،... ناهار و شام امروز بیرون بودم، یکی با خانواده یکی با دوستم،... این رستورانایی که ویو رو به آب دارن، نیلوفر آبی دارن، ماهی قرمز دارن، حتی قورباغه دارن🤣، میز و صندلی چوبی، مه پاش، سنگ فرش، دور از شهر،... خیلی وایبشون خوبه🤩

دلم باز شد امروز،...

هی یکاری میشه من ساز نزنم😕هرروز میگم فردا بکوب میزنم ولی باز داستان میشه؛ باز نمیشه؛ این تو بمیری دیگه از اون تو بمیریا نیستاااااااا؛ دفعه قبل یکم ریز به روم آورد دیر به دیر کلاس میرم، ایندفعه دیگه رحم نمیکنه بهم، اون روی هیولاشو نشونم میده🤪

متعلقات

لعنتی ارشد داری، پایه ۳ نظام داری، توکن داری، زبان خارجی میخونی، ساز میزنی، آواز میخونی، بیمه عمر داری،...

بسه دیگه،... بقران بسه، تو پیری کوری فقیر نمیشی، پشیمون هم نمیشی چرا کارای بیشتر نکردی،...

اینا رو از دیشب هزار دفعه به خودم میگمممم، برداشتم از اون دوره پنج ماهه بعد از یک ماه، اومدم بیرون و گفتم این چیزی نیست که میخوام؛ اونام قبول کردن، واقعا حس رهایی دارم، خیییلی، همون حسی که بعد از بیرون اومدن از اون گروه کُر لعنتی داشتم، همون که هیچوقت پشیمون نشدم بابتش، انگار میفهمم کجا جام نیست و نباید ادامه بدم،...

برداشتم دوره گزارش نویسی نوشتم🤣

امروز سرکلاس خیلی مشعوف بود از خوندن من، ولی لال یعنی لاااال که بگه، آفرین عالی بود، لعنتی خوب بگو دیگه، بگوووووو، استاد آقا خیلی حرص آدم رو درمیاره، وقتایی که بدم، خوب به روم میاریاااا، ولی برعکسش نه!😤

تمام جونم پر از تَرکه…

با امروز شد هشت روز... هشت روز که ساز نزدم... هم ناراحتم هم نمیتونستم کاری بکنم،... یکشنبه امتحان زبان دارم و بدو بدو میخونم و حل میکنم و خلاصه برداری میکنم، بعدش تا دو هفته راحتم و میتونم یک کتاب رو که چن وقته میخوام بخونم رو شروع کنم و تمومش کنم... خیلی زیاد هم ساز بزنم...

دوستم میگفت تو بچگی از بس از چیپس و پفک ترسوندش که فک میکرده اگه یک بسته کامل بخوره میمیره قطعا...

یکوقتایی منم فکر میکنم اگه فلان کارو بکنم اگه فلان چیزو بدست بیارم اگه مهاجرت کنم، اون وسط مسطا میمیرم😩

خیلی خیلی بده این حس، ترس از پیشامد بد، باعث میشه قدمات کوچیک و کوچیکتر بشن... نهایت بدبختی شاید اینه.

الان نیاز دارم یکی بلند تو شیپور بگه آسوده بخواب؛ شهر در امن و امان است...

هزار سال که تو را برگزینم!

میپرسه امروزت چطور بود؟ و من در حالیکه کل صبح المانی میخوندم و حل میکردم و عصرم سه ساعت کلاس المانی داشتم و بعدم ۵ ساعت مسترکلاس؛ و یک ایمیل خوب گرفتم، گفتم هیچی! بیکار بیعار! چون اینجوری خوشحال تری! چون اگ ناراحت بودی برام، میگفتی چرا؟ فلان برنامه ات چی شد؟! میخوای با فلانی برای کارت صحبت کنم؟! اتفاقی افتاده که اینقد راکد شدی؟! ولی نه، خیلی شنگول شدی و پی اش نگرفتی و وقتی خاطر جمع شدی من کاری نمیکنم از چت رفتی بیرون!!! واقعا نمیفهمم وقتی خودت و زندگیت ذره ای برام جذابیت و کنجکاوی نداره تو چرا اینقد فضولی؟! ادمی نیستم که مخفی کاری کنم یا به کسی کمک نکنم ولی تو! یجوری هستی که آدم دلش نمیخواد هیچی بهت بگه؛ هیچی هیچی؛ بس واضح سوختن و حسادت خودتو نشون میدی یا منتظر میشی سقوط کنم!:/

من چرا جوابتو میدم؟ چون یک زمانی هم دانشگاهی بودیم! و تا ابد فامیل و همخون! وگرنه هزااااارسال سیاه همچین دوستی برنمیگزینم!

کی تو این هوا گلو درد و گوش درد با بینی گرفته میشه؟ من من🙋‍♀️

دیگه بریم تمرین و تتمه روز...

سمفونی ۵

یک فیلم تو اینستاگرام دیدم که یک پسربچه سمفونی پنج بتهوون میزد، چندین باررر دیدم و محو زدنش شدم؛ اون اوایل که پیانو میزدم منم سمفونی پنج رو زده بودم و یادمه استادم میگفت شبیه جَز میزنی🤣باز اومدم درست کنم گفت قری شد ک🤣دیگه الان که این کلیپ رو دیدم دلم خواست دوباره برم بزنم هرچند تنظیم اینکه پسربچه میزد با من فرق داره ولی بازم خوبه،...

چندتا کار رو باید انجام بدی و هی خودتو درگیر کارای دیگه میکنی اسمش چیه؟ اره همونم الان🙃🙂

هنوز سریال you رو میبینم، فصل سومم، یعنی اینا تا کی میخوان آدم بکشن؟!😕

برم کتاب بخونم و ساز بزنم و بعدم دیگه بخوابم🫨

الکی مثلا منو ندیدی!

چرا بعضیا به معنای واقعی عنن؟ منظور اونایی که یجورایی تریپ مذهبی طور دارن، مثلا خانومی رو میبینن میخوان وانمود کنن هیچی ندیدن!😕بدون نگاه کردن به من مثلا! برگشت با نرهای دیگه گرم گرفت! انگار نه انگار من داشتم صحبت میکردم! واقعا چرا؟! نمیدونم میترسی یا ادا اطوارته یا خواستی بگی من اونجا نباید باشم یا هرچی! ولی خیلی خیییلی کارت زشت بود؛ محترمانه اش این بود وقتی من قبل تو اتاقم و دارم صحبت میکنم ازم بپرسی مثلا چقد صحبتهامون طول میکشه یا میتونه یک صحبت کوچولو بین صحبت های ما بکنه یا نه! نه اینکه عین گاو سرتو بندازی پایین و با همون نفری که من دارم صحبت میکنم انگ صحبت کنی و اون عنتر هم جواب تو رو بده و منو بزاره کنار!!! عوضیااااااااااااا...

یکوقتایی غرور و شخصیت مو لگد شده میبینم و اینکه تو اون لحظه کاری ازم برنمیاد، اینکه شوک شدم از رفتارش اینکه بی دفاعم اینکه از قبل برای همچین موقعیتی فکری نکردم... اینکه چرا دخترم!!!...

شب ها، شب ها این چیزا یادم میاد و خیلی خیلی دلم برای خودم میسوزه،...

راست میگفت شبا تمرین نکن، هم خسته ای هم فکرت پره... ولی من گوش نمیکنم... میشینم پشت ساز و هی نشخوار فکری و اورتینکینگ میکنم، انگار خودم میدونم این وقت تمرین بازده من کمه ولی برای چیزای دیگه این ساعت تمرین میکنم...

واقعا اینجور نیست؟

چرا تو اداره های دولتی اینقد پرسنل چپر چلاغن؟ نه جدی چرا؟ تو چهار طبقه اداره امروز بگو یک نفر صورت آراسته ای داشته باشه، لباس برازنده ای تنش باشه، لبخند و گرمی تو صورتش باشه، اصلا هیچی!!! همه یبس و عن و زشت و گَل و گشاد!:/

یجوری بهم نگاه کرد خانومه! سرتاپامو برنداز کرد! انگار گفت دیگه اینجوری نیا و حواس‌ها رو پرت نکن!!!

لعنتیا من از اعماق کمدم گشتم مقنعه دانشگاهمو پیدا کردم، بلندترین مانتو مشکی مو پوشیدم، حالا دیگه شلوار جین ام پاچه اش کوتاه بود، خدا به سر شاهده نداشتم🤣لامصبا خوب بود اون جین زاپ دار رو میپوشیدم؟🤣🤣

حالا میری آموزشگاه موسیقی همه شیک و تیکه🤤هم استادا هم هنرجوها، همچین مهربون و ملیح🤤دل آدم باز میشه، آدم هی دوست داره جزئیات تیپشونو ببینه، خوشبو و خوشگل🤤

خدایا یک کاری بهم بده من و ملت شیک کنیم و کار کنیم، نمیخوام خودم عبدلی بپوشم و با یک مشت عبدل تر همکار بشم!😮‍💨

از چاله به چاه؟!

امروز اون جلسه کذایی با معاونت و فلان رو رفتم؛ گویا خیلی منتظر من بودن و همون ساعتی که با من قرار داشتن جلسه گذاشتن و منو دو ساعت علاف کردن!:/ عوضی بودن تا کجا! بعدم بعید میدونم بشه، من نمیخوام عین کارمندا صبح به صبح برم سرکار، درصدی و متری میخواستم باهاشون کار کنم، ک اونا یک آدم بیکار و مجرد و بدو اینور بدو اونور میخواستن!

اون پسره هم ک جای من چندسال پیش گرفتن هم دیدمش؛ طرف بینهایت چاق شده بود، و خیلی بدلباس؛ نمیدونم چ اتفاقی تو زندگیش افتاده یا بیمار شده ک اینقد وا داده، اونقد صمیمی نبودیم که بپرسم چرا اینهمه اضافه وزن! بهم میگه اگ میخوای بپری نیا اینجا.....

👇

ادامه نوشته

میو میو داره عوض میشه

اینقدر سرعت تحولات زیاد بوده که مغزم نتونسته هضم کنه و مدام پرش ذهنی به هر اتفاق دارم؛ چهارشنبه تلفن بهم زدن که خانم مهندس شاغل هستین نیستین نرم افزار چی بلدین چی بلد نیستین و فلان بیسار؛ طرف مهندس نبود و سؤالای چرت و پرت میپرسید، منم موافقت ضمنی رو گفتم، تا آدم بالا دستش بیاد باهام صحبت کنه، این همون اداره تحفه اییه که چندسال قبل من داشتم استخدامش میشدم؛ و الان یاده من افتادن!

امروز دوباره زنگ زدن و شاید فردا مصاحبه با معاونت فلان بیسار ایناش داشته باشم...

👇

ادامه نوشته

انگار زیر سقفی گیر کردم که نمیتونم از اون بالاتر برم

وقتی قطعه رو برای استادم فرستادم، گفت همون اشکالات قبلی رو داره، فالشی زیاد داره، پیوسته نیست، صدای نفس ات نباید شنیده بشه و... لعنت بهت😞

اینجور وقتا یا آدم کلا ول میکنه و میزاره کنار، یا میچسبه بهش و هرجور شده درستش میکنه؛... ولی من هنوز انتخاب نکردم که چ واکنشی برای این قضیه مزخرف بدردنخور نشون بدم😤

این استاده بک گراندش موسیقی ایرانی عه، هرچی برای من میفرسته هم تو همین زمینه هاس، بهش گفتم من نمیخوام وارد موسیقی ایرانی بشم؛ باز میگه نه اینا کلی عه و ربطی نداره و کوفت😤

تحفه خبر هم نداده فردا کلاس هست نیست! همینجور بلاتکلیف و مسخره😤

امروز برداشت گفت صدای تو پرحجمه، چرا با صدای نازک میخونی؟! استادت چرا میزاره اینکارو بکنی؟!!یکی تو سر خودم بزنم یکی تو سر این زندگی!😤😤😤😤

همه چی خیلی خیییلی حال بهم زن و افتضاح پیش میره، و صبر و تحمل منم کمتر و کمترر و کمترررررررر...

دوست دارم یک هفته تمااام هیچکاری نکنم، هیچیییی، بلکم پاکسازی بشه مغزم از اتفاقا و شکست ها...

چالش دعوتی شدم؛)

۱.دوست داری عاشق شی ازدواج کنی یا سنتی؟

ترکیبی😄، ولی الان ترجیحم اینه راجبش فکر و خیالپردازی نکنم؛ سوپرایز شدن میپسندم🤞

۲.همین الان چقدر پول تو حساب بانکیت داری؟

۱/۶۵۰/۰۰۰

بعله این سوال یادم آورد دو روز پیش ۲/۷۰۰ تو خرید اینترنتی زمین زدم! وات د فاک😕

۳.احساس میکنی کدوم بازیگر بتونه نقش تو رو بازی کنه؟

مثلا ناتالی پورتمن

۴.ترسناک ترین اتفاقی که برات افتاد؟

دو تا اتفاق و پس لرزه هاشون،... نمیخوام راجبشون حرف بزنم.

۵.عجیب ترین شایعه ای که در مورد خودت شنیدی؟

که من از خونه بیرون انداختمشون🤣(خیلی نامحسوس اینکارو کردم ولی طرف فهمید🤣)

من تو رابطه ام!

۶.اولین کراش شما به سلبریتی کی بود؟

اولین والا خواننده بوده، برای دوران مدرسه امه، زشت نباشه مجید اخشابی🤣🤣🤣یادمه دوستم بهم میگفت خیلی شبیهین و من خر کیف میشدم🤣🤣کجایی جاهلیت؟؟🤞

۷.زیر دوش کدوم آهنگ رو بیشتر میخونی؟

معمولا همون قطعاتی که تو کلاس باید بخونم رو حموم و دستشویی میخونم، اصلا صدا خیلی خوبه تو سرویس😅

۸.از کدوم بچه دوست یا فامیلتون خیلی بدت میاد؟

این بچه هایی که دورم هستن خیلی کمن، حس خاصی بهشون ندارم، ولی یکوقتایی دوست دارم یک نوزاد رو یکساعت بدن بهم و بزارن هرجور دلم می‌خواد بچلونمش و کسی چیزی نگه😅

۹.اگه پلیس دستگیرت کنه، دوست صمیمیت فکر میکنه به چه جرمی گرفتنت؟

آواز در ملاعام، بله متاسفانه😔

۱٠.دوست داری برای همیشه توی چه سنی بمونی؟

مثلا ۲۴...

دعوت میکنم از:

کسایی که دوست دارن شرکت کنن و کامنت میزارن برای من،...

قوانینش

در آخر پستی که میزارید این متن رو کپی کنید

1.منبع چالش حتما تو پست خودتون و همه دوستانی که شرکت میکنن گفته بشه اینو تو پستتون حتما بنویسید

2.از دوستانی که دعوت میکنید بخواید که زیر پست چالش تو وب خودم(وب برگزار کننده) بگن که شرکت کردن🌷😁🙏

3. چهار نفر قانونمونه ...دعوت بیشتر و کمتر از چهارنفر نشه

4.. حتما قوانينی که گفتم داخل پستتون ذکر بشه تا دیگرانم رعایت کنن

5.اگر کسی مایل به شرکت نبود جایگزین کنید.

++ممنونم از سحر که دعوتم کرد🫶

کاملا بیدارم…

اره دیگه؛ لت و پارم باشی تمرین هرروزت سرجاشه!:/ حتی اگه هم کلاس المانی داشتی، هم یک صفحه انگلیسی نوشتی، هم دلدرد باشی،... بازم باید صندلی رو بدی عقب، درشو باز کنی، روشن کنی، و تا دو ساعت بعدشم هم ساز بزنی🫨...

چند وقت قبل راجب یک دختره ای نوشتم که خیلی حسودانه هم نوشتم، ولی الان اصلا مالی نمیبینمش، کاراش واقعا چیپه بنظرم، که اون زمان نبود، کلا اونایی ک غرق ظواهر و قر و فر هستن خیلی خیلی بنظرم سطحی ان، یعنی بعدش قبلش یا بدونش هیچی ندارن، دیگ این آدما بنظرم اصلا خاص نیستن، یک چیزایی ورای این سطح اینا هست، اگ گرفتی گرفتی، نگرفتی نگرفتی دیگه!؛)

با یک استادی کار میکنم که خیلی مغزش طبقه بندی شده اس، چیزایی که خودم دقیق نخوندم رو براش میفرستم میبینم چ دقیق آنالیز میکنه! در پنجاه و اندی سالگی و این دقت؟!