الان بعد یکساعت تمرین مداوم، میزان به میزان، بالاخره با سرعت مترونوم و منظم تونستم سه خط قطعه رو بزنم، انگار تازه الان صدای پیانو و مترونوم رو جدا میشنوم و میتونم ضربات رو روی هم بندازم،... سخت بود، و قطعه دو صفحه است و یک قطعه یک صفحه و نیمه دیگه ام هست که باید ریتمش تر و تمیز بشه،... و کلاس بسی نزدیکه که من جغدوار پای سازم،...

یکوقتایی دلتنگ کلاس سابقم میشم، استاده پفیوزم،... و غرق حرف‌ها و جواب‌ها بهش میشم،... برگشتی نیست، ولی ابهامات هست،... اثرش تا اینجا این بود که با آدمای جدید خیلی صمیمی نمیتونم بشم، نمیخوام کاری براشون بکنم، که پس فردا که رابطه رفت رو هوا، بخاطر کارایی که کردم پشیمون نشم و حس سواستفاده بهم دست نده،... هرکی دوست صمیمی داره از قبل داره😄