هنوز بیدار و هشیارم،... میتونم یک تمرین حسابی پیانو داشته باشم قبل خواب،... مغزی که از صبح هزارجا رفته و هزار چیز گوگل کرده و هزارجا چت کرده و ایمیل زده و رزومه فرستاده،...

یکوقتایی میگم حرف زدن با بنگاهی و کارهای مالی و چه کنم چ نکنم هاش کاش ماله من نبود، مثلا می‌شد کامل خودمو میکشیدم کنار و خاطرجمع بودم که به بهترین نحو انجام میشه ولی نمیشه و نمیتونم،...

اینهمه فکر کردن مغز رو رشد میده ولی فرسوده و پژمرده هم میکنه...

اینقدر همه چی پراکنده شده که کارام رو یادم نمیاد،...

باید ساز بزنم زیادددد، باید نترسم و افکار منفی رو بزارم کنار یکمی...