آخرای ابان
هنوز بیدار و هشیارم،... میتونم یک تمرین حسابی پیانو داشته باشم قبل خواب،... مغزی که از صبح هزارجا رفته و هزار چیز گوگل کرده و هزارجا چت کرده و ایمیل زده و رزومه فرستاده،...
یکوقتایی میگم حرف زدن با بنگاهی و کارهای مالی و چه کنم چ نکنم هاش کاش ماله من نبود، مثلا میشد کامل خودمو میکشیدم کنار و خاطرجمع بودم که به بهترین نحو انجام میشه ولی نمیشه و نمیتونم،...
اینهمه فکر کردن مغز رو رشد میده ولی فرسوده و پژمرده هم میکنه...
اینقدر همه چی پراکنده شده که کارام رو یادم نمیاد،...
باید ساز بزنم زیادددد، باید نترسم و افکار منفی رو بزارم کنار یکمی...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 0:43 توسط ال
|