قبل نمایش، یکی از بازیگرا که گریم و لباس داشت رو دیدم، قهوه دستش بود، نمیدونستم پشت اون اکواریوم پله داره، از اونجا رفت پایین که برسه به پشت صحنه،... دفعه دوم بود این سالن بودم،... خیلی طولانی و پردیالوگ بود، ولی لگاتو نبود!🤣، چقدر این صحنه تیاتر برای من سحرامیزه،... اینقد دلم می‌خواد یک روز آماده شدنشونو ببینم،... گریم و لباس و گرم کردن،... یکی رو فالو دارم روزها میره آموزشگاه پیانو درس میده شب هم اجرای تیاتر! تو کف زندگی و روزگارشم،... خیلی بنظرم رویایی عه،... خیلی خییییلی.

به دوستم گفتم بیا بریم کلاس تیاتر! از اینا که خودشون آموزش میدن و تهش هم ۱۰ شب اجرا میکنن،... همینکه یک شروع و پایان مشخص داره دلم می‌خواد امتحانش کنم،... ولی وسط اینهمه کارای بیخوددددد😞،... چی میشه مگه آدم فقط ساز بزنه و اواز بخونه و تیاتر بره؟!🥲