صبح تو قوری آلبالو ریختم، یک سفارش اینترنتی دادم، کامپیوتر رو گذاشتم خروجی بگیره و با عمه ام صحبت کردم و توی تقویمم یکسری چیزا خط زدم و یکسری چیزا دیگه اضافه کردم،... به یکسری خاطرات خنده دار گذشته فکر کردم و خندیدم بلند، پادکست گوش کردم، یکسری فیلم پیدا کردم بعد ببینم،...همه چی آروم و با ریتم کند پیش رفت،... یکم کلافه بودم ک عه خب الان حتما باید یکاری بکنم و نمیشه اینجور ک،... اره مغز عزیزم تو قرار بود امروز بری کلاس، کنسل بود، جاش میخواستی با دوستت بری بیرون اون کنسل کرد، الان اوکیه هیچچچچچ کااااار نکنی:')

یک ارث میلیاردی بهشون رسیده صداشم درنیاوردن😑، یعنی ارثی هم به ما نمیرسه😑...

چ حالی میده خرج کردن پول یهویی گنده... 🤤