اشفتگی پیش رونده
دو قطعه رو خراب کردم و زیاد از حد ناله نوله کردم و حرفای استادم رو نمیتونستم انجام بدم، دلیل غیرمنطقی میاوردم، دستام رو روی کلاویه محکم میکوبوندم، پاهام آروم قرار نداشت پشت ساز.......
دیروز درگیر قطعی اینترنت بودم، دو تا مودم مشکل داشت، توی گروه سوال پرسیده بودم و بعد که جواب داد، اعمال کردم تو کارم و دوباره خواستم نشون بدم و نمیتونستم بفرستم،... به دوستم پیام دادم بریم بیرون فردا،...شد ساعت ۱۲ شب که دوباره تمرین کردم تا ۳:۳۰ شب، توی اتاقم یک پشه بود و نتوانستم بگیرمش، شب از ترس اینکه منو بخوره، سرتا پا زیر روتختی بودم، هوا گرم بود، کلافه شدم، خوابم نبرد و نبرد و هوا روشن شد،... شاید یکی دوساعت خواب بی کیفیت داشتم بعد دوباره بلند شدم و تمرین،... سه قطعه باهم رو میخواستم بزنم، یکیش اوکی شد، یکیش از قبل ریده بود و درست نمیشد و یکی هم جدید... با مغز بی خواب پاره پاره سه قطعه بی ربط رو میزدم،... استرس ناهار داشتم، استرس دوستم،... با اسنپ رفتم کلاس، طرف از یک مسیر دور رفت به بهانه ترافیک ک اونم شلوغ بود://... رسیدم، قطعه بهتره رو اول زدم،... اوکی بود، بعدم قطعه ریده، که بازم ریده بود، کلی ناله نوله کردم بخاطر قطعه جلوی اون، ولی در اصل بخاطر مغز بهم ریخته ام از اتفاقات دیروز تا اون لحظه،... کلاسم خوب پیش نرفت، میدونم اونم حس خوبی نگرفت از من، منم خراب تر از قبلم شدم،... حتی الانم قلبم تند میزنه، دستام لرزش داره، نگرانم و استرس دارم،...
نمیدونم چرا اینقد همه چی بد و زشت جلو رفت،... نمیدونستم چطور مدیریت کنم،...
اینستا رو باز کردم، استوری اول اشکال نداره یک روز مفید نباشی حتی تنبلی کنی،... استوری دوم هممون خسته ایم و سردرگمیم استرس داریم نمیدونیم چیکار میکنیم و این عیبی نداره و فدای سرت...🥲
فعلا میخوام برم تو غار تنهایی،... نه کسی رو ببینم نه خبری بهم برسه،... یک خواب آروم رو تجربه کنم تو سکوت خونه،...