هنوز هم هیجان داره، لذت بخشه،... اینکه من مرکز توجه باشم در جمع،... اینکه برای کمک و آموزش من دو نفر تلاش کنند وااااقعی،... خیییلی باحاله، لج هم بکنی اونا باز صبورن😄😅،...

بهم گفت تو چقدر شبیه فلان خواننده ای! اونم تایپ صداییش عینه تو عه! برو دنبالش کن حتما:/

قسمت خوبه اون شب، نه غذاش بود نه عکساش نه آدماش، نه دکورش،... اونجا بود که یهو نورها رو کم کردن و آهنگ بیس دار گذاشتن و دود راه انداختن،... اونجا که به من گفت بیا کنارم بشین، اونجا که کلی خاطره بازی کردیم، اونجا که خنده هام اغراق داشت، اونجا که انگار همه این فضا و داستانا ماله من بود،...

یکم پررو شدم تو این جمع، بعد یکسال،... یخم باز شده، میتونم سوال بپرسم نظرمو بگم و مخالفت کنم، چیزی که نبود قبلا...

داشتم فکر میکردم که من تابحال معلم خارجی دوتا داشتم، یعنی فارسی زبان دومش بوده، خیلی بامزه ان،... ولی هفته پیش برای اولین بار یک دو رگه ایرانی ایتالیایی دیدم! ظاهری نمیشد فهمید ولی وقتی ایتالیایی حرف زد، با اون لهجه و تلفظ، دیدم چقد تیپش و قیافه اش خارجیه😄

و یک فالور جدید هم بهم اضافه شد! کسی که من یکسال پیش فالوش کرده بودم! اینکه چطور یهو همچین کاری کرد، من نمیدونم، شاید خودشم ندونه😄✋

خیلی حساس شدم روی کلاسم، حتی وقتی بهم میگه درسته من شک دارم! خودم تو خونه با نرم افزار چک میکنم، دیگه فالشی واقعاااا زشته،...

اینکه الان خوابم میاد، چشمام روی همه خیییلی خوبه، تو این چند وقت یک روزایی سه چهار ساعت میخوابیدم! ذهنم هی نشخوار می‌کرد اتفاقات رو....