کلاس زبانم امروز تموم شد، رسما سطح b1 رو تموم کردم، دوتا کلاس دیگه ام تموم شد، سه شنبه آخرین کلاسای امسالم رو میرم و تمام،... سالی که کلی کارگاه خوب رفتم، سال متا و پروفسور و پیانو و آواز و تئاتر و اجرا... و خیلی کارهای تقویمم تیک خورد و تموم شد،...

سونو انجام دادم، کبد و طحال و شکم و... همه چی اوکی و نرمال بود، فقط چندتا فیبروم ریز دیده شد!!! چیزی که خبر نداشتم و خوب مشکلی نداشتم که بخوام پیگیر باشم، و این دومین دفعه است که برای یک کار دیگه درمانی، من اقدام کردم و یک داستان دیگه از وسطش درومد،...

و خوب اصلاااا حوصله این داستان جدید رو ندارم☹️کاش خودش خوب شه و مهم نباشه، باشه؟؟؟☹️

یکی از بچه های کلاس داره میاد ایران، بعد استاد بهش یک سفارش داد که بیاره، اونم قبول کرد، برای خانواده و دوروبریاش هم کلی وسیله داره میاره، ده جفت کفش! لپ تاپ! کیف و فلان و بیسار!... ملت چه خوش شانسن! چه دوروبریای خوبی دارن، خدا بده شاااانس😗