چیزی بینمون نبوده، واقعا نبوده، ولی وقتی طرفش رو دیدم یک حس مسخره مقایسه و خشم دارم! حس خود کم بینی، شایدم کمی حقارت!... ناخودآگاه حوصله و اعصاب ندارم، کلاویه ها رو بهم میکوبم، تمرکز ندارم، از همه چیز و خودم بدم اومده، کاش از نزدیک نمیدیدمشون، همون عکسا بس بود، همون حرف‌هایی که پشت سرشون بود، بس بود، این اولین بار خیلی خیلی یکجوری بود برام،... هی میگم به تو چه! واقعا به من چه! چه اهمیتی داره! ولی باز ته دلم حس بدی دارم، اصلا انگار دلم میخواد دیگه باهم نباشن!!! وااای برای بار هزاررررم به تو چه:/ به تو ربطی نداره:/ هرغلطی میخوان بکنن بکنن! فدای سررررت، ولی...