حس زایدالوصف
اسمش رو تو پیج یک گالری دیدم، آشنا بود ولی ایگنور کردم، امروز فهمیدم خودش بوده، همون نوازنده توانا... که چند نقاشی تو گالری داره،... مثلا سه روز آثارت تو گالری به نمایش دربیاد، سه روز صبح و شب، سه روز بازدیدکننده داشته باشی، ازت در مورد اثرت بپرسن، تعامل کنن، عکس و امضا بگیرن...
مورد بعدی،... وسط همین گیرودار کلاسمون و کلاساش، دیدم یک اجرا داشته، تو یک کلیسا،... چقد خفن خوب*_*
مورد بعدی،... یک نمایشگاه کوچولو با آثارش زده، آثار چوبی ریز ریز، قشنگن، هنرین،...
یکم چشم بگردونم تو آدمای اطرافم، همه شون کمابیش هنری ان، بعضیا بیشتر بعضیا کمتر، که تمایل و ارتباط من با اون بعضیا بیشتر، بیشتره...
نمیدونم هفته چندمه که کارام رو توی تقویم مینویسم، به جد بهتر انجام میدم و راضی ترم، الانم کارای فردام رو نوشتم،...
یک کلاس رهبری ارکستر رفتم،... چندتا فیلم تو این حیطه هم دیدم، چه دنیای قشنگی دارن،... جونم به این حیطه، به این جذابیت،... چطور سکته نمیکنن از این همه هیجان و خوشی و دلچسبی🤩...
یک مسترکلاسم میرم این هفته، شایدم اجرا برم، امیدوارررم که البته برم،...
یکم آواز رو رواله،... انگار البته، همراه با اندوه اونچه به من تو این مدت آواز گذشت...
میرم تمرین، پیش پیانوی قشنگم🥹