با اومدن یک استاد دیگه سرتمرین، یک بعد دیگه از شارلاتان معروف رونمایی شد! اونکه بدو بدو میخواست کار رو ببنده و اجرا کنه، و سریع رد میشد از هر بخش، با استاد جدید دیدم که هر بخش چقدر داستان داره، با تمرین‌هایی که بهمون گفت، فهمیدم اصلا چطور باید اجرا کرد،...اینکه هر بخش کی جدا باید شنیده بشه، کی همرو پوش کنن، کی به کدوم بخش همه گوش کنن و زیرصداش باشن و هزار داستان دیگ،... شارلاتان بی حوصله و بی سواد اصلاااا اینارو نمیگفت یا نمیدونست که بگه، که دومی محتمل تره...

سال جدید که بیاد، من وارد هفتمین سالم در این عرصه لایتناهی میشم🫠... و چقدر همین امسال، در فهم من و سوالات جدید برای من، تاثیرگذار بود، بخاطر همه آدم‌ها و کارگاهها و کتابها...