من و پیانو تنها در خانه
صبح هاییکه خونه تنهام، مودم خوبه، آفتاب ملو میاد تو خونه، حس پیانیست بودن من بالا میزنه🤣، اینکه میتونم با صدای بلند بزنم و نگران هیچی نباشم بابت صداش،...
الان تو همین صبح ام،...
کاش یک نشونه ای چیزی بهم میرسید که چطوری این زندگی رو هندل کنم، کاش ده سال بعدم رو میتونستم ببینم، و هزار تا کاش دیگ،...
برداشته میگه استاد پیانوت هم مثل من اذیت میکنی؟🤣بیشعوره، یک ذره هم نه، خییییلی🤣🤣🤣
اروم آروم تو گوشم بگو که میمونی؛...............
عصرنوشت: اینا ریز ریز عین مورچه هرچی این طرف میگه مینویسن؛ من از روز اول تا الان یک کلمه هم از این کلاس ننوشتم🤣خوبه من قبول شدم و اینا نه😂اخه داستان اینه ضوابط عوض میشه، سیستم عوض میشه، بعدم اینا تو کتاب هست، نوشتن چی!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 11:43 توسط ال
|